پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۸

گلشن در این بهار نه تنها شکفته است

کهسار و شهر و بیشه و صحرا شکفته است

شکر خدا که باز ز فیض بهار دهر

از بس شکفته تا به دل ما شکفته است

با صد هن چرا نزن خنده بر چمن

دل را که غنچه های تمنا شکفته است

یک گل برای زینت این نه چمن بس است

دنیاست گلستان چو دل ما شکفته است

از خنده های خشک مجو انبساط دل

جام تهی ز باده گل ناشکفته است

عالم تمام یک دهن خنده شد چو گل

جویا ز بس سراسر دنیا شکفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۰قبای پاره نصیبش زچرخ مینایی است
  2. شمارهٔ ۲۵۱شد شباب و جسم غم فرسوده با ما مانده است
  3. شمارهٔ ۲۵۲سرتاسر آفاق به فرمان خط اوست
  4. شمارهٔ ۲۵۳دور از تو هر لبی که می ناب خورده است
  5. شمارهٔ ۲۵۴دل به غیر از باده زار و ناتوان افتاده است
  6. شمارهٔ ۲۵۵چشمت که ز خون ما شرابی است
  7. شمارهٔ ۲۵۶همین نه لاله به داغ تو ای سمنبر سوخت
  8. شمارهٔ ۲۵۷همین نه لعل ترا معجز دم عیساست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.