پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

جان چیست؟ عمر من که نیارم از آن گذشت

نتوان گذشت از تو ز جان می توان گذشت

بی طالعی نگر که به گوشش نمی رسد

با آنکه شور ناله ام از آسمان گذشت

از آبگینه تیر ترازو نمی شود

چون از دلم خدنگ تو ابر و کمان گذشت

نتوان گذشت از کمر تابدار یار

زلفش به حیرتم که چسان زان میان گذشت

مردانه پشت پای به افلاک می زنم

رستم کسی بود که از این هفت خوان گذشت

گویم اگر به کوه نیارد جواب داد

از ضعف آنچه به تو به این ناتوان گذشت

جویا به طور طالب آمل غزلسراست

صیت سخنوریش ز مازندران گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸گلشن در این بهار نه تنها شکفته است
  2. شمارهٔ ۲۴۹گرنه اشک از دیده در هجران یار افتاده است
  3. شمارهٔ ۲۵۰قبای پاره نصیبش زچرخ مینایی است
  4. شمارهٔ ۲۵۱شد شباب و جسم غم فرسوده با ما مانده است
  5. شمارهٔ ۲۵۲سرتاسر آفاق به فرمان خط اوست
  6. شمارهٔ ۲۵۳دور از تو هر لبی که می ناب خورده است
  7. شمارهٔ ۲۵۴دل به غیر از باده زار و ناتوان افتاده است
  8. شمارهٔ ۲۵۵چشمت که ز خون ما شرابی است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.