پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۱

از رفتنش به خاک چمن تا کمر نشست

گلشن ز جوش لاله به خون جگر نشست

رنگ پریده ام چو ز شرم رخت گداخت

شبنم شد و به عارض گلبرگ تر نشست

از آب آهن است سرشکم برنده تر

در سینه بسکه زان مژه ام نیشتر نشست

در جوش لاله جلوه طراز است سرو باغ

یا از غم قد تو به خون تا کمر نشست

نزدیکتر به خلوت او هر قدر شدیم

جویا توان و صبر ز ما دورتر نشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۳مانده در جهل مرکب آنکه لوحش ساده است
  2. شمارهٔ ۲۴۴هست آنچه از زبان تو بیگانه نام ماست
  3. شمارهٔ ۲۴۵نه همین نرگس زچشم می پرستش جام یافت
  4. شمارهٔ ۲۴۶جان چیست؟ عمر من که نیارم از آن گذشت
  5. شمارهٔ ۲۴۷همتم کم نتواند برداشت
  6. شمارهٔ ۲۴۸گلشن در این بهار نه تنها شکفته است
  7. شمارهٔ ۲۴۹گرنه اشک از دیده در هجران یار افتاده است
  8. شمارهٔ ۲۵۰قبای پاره نصیبش زچرخ مینایی است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.