پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۰

نهادی بر دلم ای نازنین دست

ازین دست است احوالم ازین دست

سرت درد خمار می مبیناد

مبادا تکیه گاه آن چنین دست

بود چون غنچهٔ نارسته از شاخ

ترا پنهان میان آستین دست

چه باشد دل گرم از سینه بربود

بتابد پنجهٔ خورشید این دست

بعینه پنجهٔ خورشید صبح است

برآرد چون زجیب آن نازنین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۲غافل از حق گر باو شد جام می هشیار نیست
  2. شمارهٔ ۲۴۳مانده در جهل مرکب آنکه لوحش ساده است
  3. شمارهٔ ۲۴۴هست آنچه از زبان تو بیگانه نام ماست
  4. شمارهٔ ۲۴۵نه همین نرگس زچشم می پرستش جام یافت
  5. شمارهٔ ۲۴۶جان چیست؟ عمر من که نیارم از آن گذشت
  6. شمارهٔ ۲۴۷همتم کم نتواند برداشت
  7. شمارهٔ ۲۴۸گلشن در این بهار نه تنها شکفته است
  8. شمارهٔ ۲۴۹گرنه اشک از دیده در هجران یار افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.