پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۹

تا سر ما کشتگان آن تندخو بر کف گرفت

شد چنان سرخوش که پنداری کدو بر کف گرفت

آب گردد بس که از شرم صفای عارضش

دست از آن آیینه می‌شویم که او بر کف گرفت

گفت ازین مو هم فزون‌تر عاقبت کاهد تنت

وقت گفتن تار زلف آن جعد مو بر کف گرفت

سیر دارد گلشن رخساره‌اش از عکس جام

تا گل پیمانه آن آیینه رو بر کف گرفت

ساغر پیمانه کی بر آتشم آبی زند

بعد از این باید مرا جویا سبو بر کف گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۱از رفتنش به خاک چمن تا کمر نشست
  2. شمارهٔ ۲۴۲غافل از حق گر باو شد جام می هشیار نیست
  3. شمارهٔ ۲۴۳مانده در جهل مرکب آنکه لوحش ساده است
  4. شمارهٔ ۲۴۴هست آنچه از زبان تو بیگانه نام ماست
  5. شمارهٔ ۲۴۵نه همین نرگس زچشم می پرستش جام یافت
  6. شمارهٔ ۲۴۶جان چیست؟ عمر من که نیارم از آن گذشت
  7. شمارهٔ ۲۴۷همتم کم نتواند برداشت
  8. شمارهٔ ۲۴۸گلشن در این بهار نه تنها شکفته است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.