پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲

غافل از حق گر باو شد جام می هشیار نیست

باز باشد دیدهٔ نرگس ولی بیدار نیست

از ریاضت در گداز دل چو پا قایم کنی

همچو شمعت هیچ باک از کسوت زرتار نیست

شکوهٔ دنیا، دلیل حب دنیای تو بس

با بد و نیک جهان جز طالبش را کار نیست

تندخو سرکش شود ز آمیزش اهل نفاق

هیچ مهمیزی سمند شعله را چون خار نیست

غافلان در زندگی بینند دنیا را به خواب

هر که پوشیده است چشم از کار حق بیدار نیست

صاف باطن را نباشد بی اثر آه سحر

کج رود تیر تفنگ گر از درون هموار نیست

دست و پا در کار دنیا هر که در باطن زند

هیچ کم جویا در ارباب ریا از مار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴هست آنچه از زبان تو بیگانه نام ماست
  2. شمارهٔ ۲۴۵نه همین نرگس زچشم می پرستش جام یافت
  3. شمارهٔ ۲۴۶جان چیست؟ عمر من که نیارم از آن گذشت
  4. شمارهٔ ۲۴۷همتم کم نتواند برداشت
  5. شمارهٔ ۲۴۸گلشن در این بهار نه تنها شکفته است
  6. شمارهٔ ۲۴۹گرنه اشک از دیده در هجران یار افتاده است
  7. شمارهٔ ۲۵۰قبای پاره نصیبش زچرخ مینایی است
  8. شمارهٔ ۲۵۱شد شباب و جسم غم فرسوده با ما مانده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.