پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی

جویای تبریزی

غزلیات

۱,۰۹۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ سررشتهٔ امل همه ای دل به دست تست
  2. شمارهٔ ۱۸۲ لخت دل دور از تو امشب در گلوی غنچه است
  3. شمارهٔ ۱۸۳ دل ز پهلوی تن خاکی است گر بیدار نیست
  4. شمارهٔ ۱۸۴ عنوان:تیره باطنها پهلوی دل افسرده است
  5. شمارهٔ ۱۸۵ جان اسیر تست تا تیغت به خونم مایل است
  6. شمارهٔ ۱۸۶ چون نیاساید دل از هجر بتان در زیر پوست
  7. شمارهٔ ۱۸۷ بسکه گرد کلفتش بسته است راه از شش جهت
  8. شمارهٔ ۱۸۸ گل در چمن چو عارض او دلفریب نیست
  9. شمارهٔ ۱۸۹ از صفای خاطر ما هیچکس آگاه نیست
  10. شمارهٔ ۱۹۰ دیده از فیض تو پریخانه شده است
  11. شمارهٔ ۱۹۱ بی تو دل را سیر گلشن باعث آرام نیست
  12. شمارهٔ ۱۹۲ از باده غنچهٔ دل آن سیمبر شکفت
  13. شمارهٔ ۱۹۳ مایه ای از خون دل و زگریه سامانی نداشت
  14. شمارهٔ ۱۹۴ عشق آنجا کز پی ایجاد عالم رنگ ریخت
  15. شمارهٔ ۱۹۵ در جهان بی اعتباری اعتبار عاشقی است
  16. شمارهٔ ۱۹۶ ببازد غنچه رنگ از خجلت لعل قدح نوشت
  17. شمارهٔ ۱۹۷ محتسب امشب سبوی باده ام را پاک ریخت
  18. شمارهٔ ۱۹۸ دل را گشاد کار ز فیض دماغ ماست
  19. شمارهٔ ۱۹۹ بوالهوس را راز عشق او نهفتن رسم نیست
  20. شمارهٔ ۲۰۰ تا هوای شمع رویت در سر پروانه است
  21. شمارهٔ ۲۰۱ همتم تا دست پر زور هوس پیچیده است
  22. شمارهٔ ۲۰۲ بسکه رنگین جلوه از لخت دل شیدای ماست
  23. شمارهٔ ۲۰۳ دل و ستم ز کار افتاد از پرکاری چشمت
  24. شمارهٔ ۲۰۴ هر کس محروم از جوانی است
  25. شمارهٔ ۲۰۵ از گفتگو اشاره به دل آشناتر است
  26. شمارهٔ ۲۰۶ شوخ و شنگی چون بت طناز من عالم نداشت
  27. شمارهٔ ۲۰۷ با بال شوق در چمن قدس طایر است
  28. شمارهٔ ۲۰۸ دل که بزم عشقبازی را بسامان چیده است
  29. شمارهٔ ۲۰۹ بزم ارباب ریا را ساغری در کار نیست
  30. شمارهٔ ۲۱۰ در زنگ ابر هر قدر آیینه هواست
  31. شمارهٔ ۲۱۱ شکست رنگ نگارم شد از شراب درست
  32. شمارهٔ ۲۱۲ یاد ایامی که جوش گل دلم را شاد داشت
  33. شمارهٔ ۲۱۳ مهربانیهای پنهان را مزاج کاین ازوست
  34. شمارهٔ ۲۱۴ بی او هجوم غم دل بی کینه را شکست
  35. شمارهٔ ۲۱۵ باغ خوش از سبزه و ز سنبل از آنهم خوشتر است
  36. شمارهٔ ۲۱۶ ذوق درویشی ام از عالم اسباب بس است
  37. شمارهٔ ۲۱۷ خط آزادی است دل را خط مرغوب لبت
  38. شمارهٔ ۲۱۸ در حقیقت مقصد جسم و مراد دل یکی است
  39. شمارهٔ ۲۱۹ هر کرا دل بی غبار کینه است
  40. شمارهٔ ۲۲۰ حسن حیرت آفرینش جلوه پیرایی گرفت
  41. شمارهٔ ۲۲۱ پرده از کار تو بی باکی صهبا برداشت
  42. شمارهٔ ۲۲۲ برای منصب خاشاک روبی نجف است
  43. شمارهٔ ۲۲۳ لب چو مینا بگشود انجمنی خندان ساخت
  44. شمارهٔ ۲۲۴ می کند چشم تو تا بیخود ز ساغر گشته است
  45. شمارهٔ ۲۲۵ دشمن جان و تنش تاج زر است
  46. شمارهٔ ۲۲۶ اضطرابم آتش رخسار او را دامن است
  47. شمارهٔ ۲۲۷ هر دلی آیینه دار صورت اندیشه ای است
  48. شمارهٔ ۲۲۸ وارستگی از خویش ترا رهبر فیض است
  49. شمارهٔ ۲۲۹ دل که کارش با کریم افتاده در فرخندگی است
  50. شمارهٔ ۲۳۰ صفای پیکرت آئینه دار مهتاب است
  51. شمارهٔ ۲۳۱ بیا که موسم جوش بهار ییلاق است
  52. شمارهٔ ۲۳۲ ز وانمود پریشانی ام چو گل عار است
  53. شمارهٔ ۲۳۳ حقپرستی پیش ما ترک تمنا کردن است
  54. شمارهٔ ۲۳۴ طرهٔ مشکین چو جانان دسته بست
  55. شمارهٔ ۲۳۵ بسکه سر در صیدگاهش بر زمین افتاده است
  56. شمارهٔ ۲۳۶ در توبه کوش، توبه حصار سلامت است
  57. شمارهٔ ۲۳۷ هیچ اثر از پختگی ها با زبان معلوم نیست
  58. شمارهٔ ۲۳۸ دل که از بالای چشمت در گناه افتاده است
  59. شمارهٔ ۲۳۹ تا سر ما کشتگان آن تندخو بر کف گرفت
  60. شمارهٔ ۲۴۰ نهادی بر دلم ای نازنین دست

متن اشعار به نقل از گنجور.