پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷

محتسب امشب سبوی باده ام را پاک ریخت

خون عشرت را ز بی دردی عبث بر خاک ریخت

همچو آب جو که برگ گل برون آرد ز باغ

با سرشکم لخت دل از دیدهٔ غمناک ریخت

هر گیاهی را رسد لاف فلاطونی زدن

محتسب تا بر زمین افشردهٔ ادراک ریخت

از گل پیمانه می آید شمیم درد عشق

باغبان خون دلم گویی به پای تاک ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۹بوالهوس را راز عشق او نهفتن رسم نیست
  2. شمارهٔ ۲۰۰تا هوای شمع رویت در سر پروانه است
  3. شمارهٔ ۲۰۱همتم تا دست پر زور هوس پیچیده است
  4. شمارهٔ ۲۰۲بسکه رنگین جلوه از لخت دل شیدای ماست
  5. شمارهٔ ۲۰۳دل و ستم ز کار افتاد از پرکاری چشمت
  6. شمارهٔ ۲۰۴هر کس محروم از جوانی است
  7. شمارهٔ ۲۰۵از گفتگو اشاره به دل آشناتر است
  8. شمارهٔ ۲۰۶شوخ و شنگی چون بت طناز من عالم نداشت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.