پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴

هر کس محروم از جوانی است

دردی کش صاف زندگانی است

از یاد تو با نسیم آهم

بویی ز بهار نوجوانی است

کس پی نبرد که قاتلم کیست

دل کشتهٔ غمزدهٔ نهانی است

با چشم کبود می برد دل

آن چشم بلای آسمانی است

مغرور به چند روزه حسنی

غافل شده ای که آنت آنی است

لطفت آیا چه طور باشد

جور تو تمام مهربانی است

از دولت هندوان نخورد آب

روتی گو باش قحط پانی است

نگشود ز سینه عقدهٔ دل

پیکان توام که یار جانی است

جویا از دور چون بدیدت

از لطف بگفت: که این فلانی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶شوخ و شنگی چون بت طناز من عالم نداشت
  2. شمارهٔ ۲۰۷با بال شوق در چمن قدس طایر است
  3. شمارهٔ ۲۰۸دل که بزم عشقبازی را بسامان چیده است
  4. شمارهٔ ۲۰۹بزم ارباب ریا را ساغری در کار نیست
  5. شمارهٔ ۲۱۰در زنگ ابر هر قدر آیینه هواست
  6. شمارهٔ ۲۱۱شکست رنگ نگارم شد از شراب درست
  7. شمارهٔ ۲۱۲یاد ایامی که جوش گل دلم را شاد داشت
  8. شمارهٔ ۲۱۳مهربانیهای پنهان را مزاج کاین ازوست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.