پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۶

شوخ و شنگی چون بت طناز من عالم نداشت

چون پریزاد من این غمخانه یک آدم نداشت

در گرانجانی زحق بیگانه پای کم نداشت

ورنه هرگز از کسی نخچیر مطلب رم نداشت

از ریاضت کرده ام بیماری دل را علاج

جز گداز خویش زخم شیشه ام مرهم نداشت

بود دایم دست اقبال جوانمردان بلند

بازوی پر قوت ارباب همت خم نداشت

سخت دیشب شیشه و پیمانه را برهم زدی

محتسب از حق نرنجی اینقدرها هم نداشت

کاوکاو عشق هر دم می زند نقشی دگر

بود دل جویا نگین ساده ای تا غم نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۸دل که بزم عشقبازی را بسامان چیده است
  2. شمارهٔ ۲۰۹بزم ارباب ریا را ساغری در کار نیست
  3. شمارهٔ ۲۱۰در زنگ ابر هر قدر آیینه هواست
  4. شمارهٔ ۲۱۱شکست رنگ نگارم شد از شراب درست
  5. شمارهٔ ۲۱۲یاد ایامی که جوش گل دلم را شاد داشت
  6. شمارهٔ ۲۱۳مهربانیهای پنهان را مزاج کاین ازوست
  7. شمارهٔ ۲۱۴بی او هجوم غم دل بی کینه را شکست
  8. شمارهٔ ۲۱۵باغ خوش از سبزه و ز سنبل از آنهم خوشتر است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.