پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

با بال شوق در چمن قدس طایر است

دل گر به راه بی خبریها مسافر است

دارد خطر ز موج نفس چون حباب جسم

در چار موجه کشتی تن از عناصر است

گشتم چو آینه همه جان از خیال دوست

جسمی که یافت رتبهٔ ارواح نادر است

زنهار! روح شو، که به عالم، بقای روح

مانند بی ثباتی اجسام ظاهر است

جویا شکور باش که در کیش اهل دید

کفران نعمت آنکه کند پیشه، کافر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹بزم ارباب ریا را ساغری در کار نیست
  2. شمارهٔ ۲۱۰در زنگ ابر هر قدر آیینه هواست
  3. شمارهٔ ۲۱۱شکست رنگ نگارم شد از شراب درست
  4. شمارهٔ ۲۱۲یاد ایامی که جوش گل دلم را شاد داشت
  5. شمارهٔ ۲۱۳مهربانیهای پنهان را مزاج کاین ازوست
  6. شمارهٔ ۲۱۴بی او هجوم غم دل بی کینه را شکست
  7. شمارهٔ ۲۱۵باغ خوش از سبزه و ز سنبل از آنهم خوشتر است
  8. شمارهٔ ۲۱۶ذوق درویشی ام از عالم اسباب بس است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.