پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

دل و ستم ز کار افتاد از پرکاری چشمت

تنم لاغر چو مژگان است از بیماری چشمت

شدم آباد ویرانی چو منظور تو گردیدم

خرابی را عمارت می کند معماری چشمت

دل خون گشته ام را می کشد بر خار مژگانش

نباشد بیش ازین با عاشقان دلداری چشمت

حذر اولی ز بدمستی که خنجر در کفش باشد

از آن ترسم که مژگانت نماید یاری چشمت

زبان فهم نگه شاید به این معنی رسد جویا

نهان با دل ز مژگان است خنجر کاری چشمت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵از گفتگو اشاره به دل آشناتر است
  2. شمارهٔ ۲۰۶شوخ و شنگی چون بت طناز من عالم نداشت
  3. شمارهٔ ۲۰۷با بال شوق در چمن قدس طایر است
  4. شمارهٔ ۲۰۸دل که بزم عشقبازی را بسامان چیده است
  5. شمارهٔ ۲۰۹بزم ارباب ریا را ساغری در کار نیست
  6. شمارهٔ ۲۱۰در زنگ ابر هر قدر آیینه هواست
  7. شمارهٔ ۲۱۱شکست رنگ نگارم شد از شراب درست
  8. شمارهٔ ۲۱۲یاد ایامی که جوش گل دلم را شاد داشت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.