پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸

دل را گشاد کار ز فیض دماغ ماست

این قفل را کلید ز خط ایاغ ماست

پاشیدن از خجالت رخسار او به خاک

طور نیازپاشی گلهای باغ ماست

ارواح قدسیان دم پروانگی زنند

در محفلی که روشنی اش از چراغ ماست

در خون نشسته لاله صفت برگ برگ گل

از رشک لخت لخت دل داغ داغ ماست

هر قطرهٔ سرشک جگر گوشهٔ دلست

آن گوهر است اشک که چشم و چراغ ماست

باشد برون ز عالم هستی دیار ما

جویا کسی که رفت ز خود در سراغ ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۰تا هوای شمع رویت در سر پروانه است
  2. شمارهٔ ۲۰۱همتم تا دست پر زور هوس پیچیده است
  3. شمارهٔ ۲۰۲بسکه رنگین جلوه از لخت دل شیدای ماست
  4. شمارهٔ ۲۰۳دل و ستم ز کار افتاد از پرکاری چشمت
  5. شمارهٔ ۲۰۴هر کس محروم از جوانی است
  6. شمارهٔ ۲۰۵از گفتگو اشاره به دل آشناتر است
  7. شمارهٔ ۲۰۶شوخ و شنگی چون بت طناز من عالم نداشت
  8. شمارهٔ ۲۰۷با بال شوق در چمن قدس طایر است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.