پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱

همتم تا دست پر زور هوس پیچیده است

در دل تنگم حباب آسا نفس پیچیده است

می چکد خون نیاز عاشق از بال و پرت

ای کبوتر نامه را دست چه کس پیچیده است

از زمین تا آسمان آوازهٔ بیداد اوست

ناله ام در تنگنای این قفس پیچیده است

تا دل صد چاک ر ا دردت به شور آورده است

در فضای سینه آواز جرس پیچیده است

شب، شراری در دل از گرمی خوی او فتاد

بر سراپا آتشم مانند خس پیچیده است

بادهٔ غفلت ز هوشش برد تا صبح نشور

بر تو بیجا اینقدر جویا عسس پیچیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳دل و ستم ز کار افتاد از پرکاری چشمت
  2. شمارهٔ ۲۰۴هر کس محروم از جوانی است
  3. شمارهٔ ۲۰۵از گفتگو اشاره به دل آشناتر است
  4. شمارهٔ ۲۰۶شوخ و شنگی چون بت طناز من عالم نداشت
  5. شمارهٔ ۲۰۷با بال شوق در چمن قدس طایر است
  6. شمارهٔ ۲۰۸دل که بزم عشقبازی را بسامان چیده است
  7. شمارهٔ ۲۰۹بزم ارباب ریا را ساغری در کار نیست
  8. شمارهٔ ۲۱۰در زنگ ابر هر قدر آیینه هواست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.