پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

تا هوای شمع رویت در سر پروانه است

زآتش غیرت تنم خاکستر پروانه است

می تپد در آتش حسرت نصیبی بی رخت

پلک و مژگان گوییا بال و پر و پروانه است

دیده ام از بس پرد در شوق شمع عارضی

مردم چشمم چو دل در پیکر پروانه است

بسکه گرد شمع رویش قدسیان پر می زنند

از زمین تا عرش گویی محشر پروانه است

سوختن در آتش حسرت دلم را راحت است

پرنیان شعله جویا بستر پروانه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲بسکه رنگین جلوه از لخت دل شیدای ماست
  2. شمارهٔ ۲۰۳دل و ستم ز کار افتاد از پرکاری چشمت
  3. شمارهٔ ۲۰۴هر کس محروم از جوانی است
  4. شمارهٔ ۲۰۵از گفتگو اشاره به دل آشناتر است
  5. شمارهٔ ۲۰۶شوخ و شنگی چون بت طناز من عالم نداشت
  6. شمارهٔ ۲۰۷با بال شوق در چمن قدس طایر است
  7. شمارهٔ ۲۰۸دل که بزم عشقبازی را بسامان چیده است
  8. شمارهٔ ۲۰۹بزم ارباب ریا را ساغری در کار نیست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.