پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

ببازد غنچه رنگ از خجلت لعل قدح نوشت

کند تر شبنم گل را صفای گوهر گوشت

مگیر آیینه بر کف گر به معشوقی سری داری

می مرد آزمای عشق خواهد برد از هوشت

شوم سر تا به پا در یاد او خمیازهٔ حسرت

اگر یکبار مانند کمان گیرم در آغوشت

به زور روشنی سر پنجهٔ خورشید را تابم

فتد بر طالعم گر سایهٔ صبح بنا گوشت

به غیرم آشنا گشتی از آن رو رفتم از یادت

به غیرت آشنا باشم اگر سازم فراموشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸دل را گشاد کار ز فیض دماغ ماست
  2. شمارهٔ ۱۹۹بوالهوس را راز عشق او نهفتن رسم نیست
  3. شمارهٔ ۲۰۰تا هوای شمع رویت در سر پروانه است
  4. شمارهٔ ۲۰۱همتم تا دست پر زور هوس پیچیده است
  5. شمارهٔ ۲۰۲بسکه رنگین جلوه از لخت دل شیدای ماست
  6. شمارهٔ ۲۰۳دل و ستم ز کار افتاد از پرکاری چشمت
  7. شمارهٔ ۲۰۴هر کس محروم از جوانی است
  8. شمارهٔ ۲۰۵از گفتگو اشاره به دل آشناتر است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.