پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۷

هیچ اثر از پختگی ها با زبان معلوم نیست

این ثمر را بسکه خام است استخوان معلوم نیست

از دلایل راه حق چون رشتهٔ گوهر گم است

جادهٔ این ره ز بس سنگ نشان معلوم نیست

اهل حق را خصمی گردون نباشد در نظر

بازوی پر زور را زور کمان معلوم نیست

هرزه گویان را سزد با بی کمالان احتیاط

زشتی آواز بر گوش گران معلوم نیست

دیده بگشا! موی را با آن میان نسبت مده

زآنکه مو معلوم و آن موی میان معلوم نیست

گردش گردون به دست قدرت پیرم علی است

بر مراد من نگردد آسمان؟ معلوم نیست!‏

از هنر فیضی نمی یابند ارباب هنر

لذت گفتار جویا بر زبان معلوم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۹تا سر ما کشتگان آن تندخو بر کف گرفت
  2. شمارهٔ ۲۴۰نهادی بر دلم ای نازنین دست
  3. شمارهٔ ۲۴۱از رفتنش به خاک چمن تا کمر نشست
  4. شمارهٔ ۲۴۲غافل از حق گر باو شد جام می هشیار نیست
  5. شمارهٔ ۲۴۳مانده در جهل مرکب آنکه لوحش ساده است
  6. شمارهٔ ۲۴۴هست آنچه از زبان تو بیگانه نام ماست
  7. شمارهٔ ۲۴۵نه همین نرگس زچشم می پرستش جام یافت
  8. شمارهٔ ۲۴۶جان چیست؟ عمر من که نیارم از آن گذشت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.