پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶

در توبه کوش، توبه حصار سلامت است

سیلاب خرمن گنه اشک ندامت است

از شب توان گرفت مکافات روز را

روزی که نیست شب ز پی او قیامت است

صبر گرانرکاب دهد نفس را شکست

نصرت همیشه در قدم استقامت است

سرو سهی است سایهٔ بالای او، ولی

بر خاک ره فتادهٔ آن سرو قامت است

از سرزنش زیاده شود غفلت عوام

بالین خواب خلق ز سنگ ملامت است

بی رخصت رقیب به وصلش نمی رسم

چون دیدن بهشت که بعد از قیامت است

جویا ز جور نفس اگر خواهی ایمنی

از خود بپوش چشم که حصن سلامت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۸دل که از بالای چشمت در گناه افتاده است
  2. شمارهٔ ۲۳۹تا سر ما کشتگان آن تندخو بر کف گرفت
  3. شمارهٔ ۲۴۰نهادی بر دلم ای نازنین دست
  4. شمارهٔ ۲۴۱از رفتنش به خاک چمن تا کمر نشست
  5. شمارهٔ ۲۴۲غافل از حق گر باو شد جام می هشیار نیست
  6. شمارهٔ ۲۴۳مانده در جهل مرکب آنکه لوحش ساده است
  7. شمارهٔ ۲۴۴هست آنچه از زبان تو بیگانه نام ماست
  8. شمارهٔ ۲۴۵نه همین نرگس زچشم می پرستش جام یافت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.