پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

از صفای خاطر ما هیچکس آگاه نیست

عکس را در خلوت آیینهٔ ما راه نیست

فارغ از قید عبادت نیست در عالم دلی

این نگین را نقش شیر از بندهٔ درگاه نیست

قامت خم بسته از حرص آنکه از طول امل

رشتهٔ قلاب صید مطلبش کوتاه نیست

داغ خواری لازم روی طلب افتاده است

دعوی ما را دلیل روشنی چون ماه نیست

هر طرف رو می کنی جویا به مقصد می رسی

در ره از خویش رفتن هیچکس گمراه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱بی تو دل را سیر گلشن باعث آرام نیست
  2. شمارهٔ ۱۹۲از باده غنچهٔ دل آن سیمبر شکفت
  3. شمارهٔ ۱۹۳مایه ای از خون دل و زگریه سامانی نداشت
  4. شمارهٔ ۱۹۴عشق آنجا کز پی ایجاد عالم رنگ ریخت
  5. شمارهٔ ۱۹۵در جهان بی اعتباری اعتبار عاشقی است
  6. شمارهٔ ۱۹۶ببازد غنچه رنگ از خجلت لعل قدح نوشت
  7. شمارهٔ ۱۹۷محتسب امشب سبوی باده ام را پاک ریخت
  8. شمارهٔ ۱۹۸دل را گشاد کار ز فیض دماغ ماست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.