پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳

مایه ای از خون دل و زگریه سامانی نداشت

هر که چون مینا به بزمت چشم گریانی نداشت

بر جنونم وسعت این عرصه دایم تنگ بود

جامهٔ عریانی ام چون دشت دامانی نداشت

از تپیدنهای بسمل شرم می آید مرا

اینقدَرها از برای رفتنَش جانی نداشت

در سراپا خنجرش را بسکه بشکستم نود

در تنم از استخوان کلکی که پیکانی نداشت

هر کدورت را گشادی هست جویا کس ندید

هیچ کهساری که در پهلو بیابانی نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵در جهان بی اعتباری اعتبار عاشقی است
  2. شمارهٔ ۱۹۶ببازد غنچه رنگ از خجلت لعل قدح نوشت
  3. شمارهٔ ۱۹۷محتسب امشب سبوی باده ام را پاک ریخت
  4. شمارهٔ ۱۹۸دل را گشاد کار ز فیض دماغ ماست
  5. شمارهٔ ۱۹۹بوالهوس را راز عشق او نهفتن رسم نیست
  6. شمارهٔ ۲۰۰تا هوای شمع رویت در سر پروانه است
  7. شمارهٔ ۲۰۱همتم تا دست پر زور هوس پیچیده است
  8. شمارهٔ ۲۰۲بسکه رنگین جلوه از لخت دل شیدای ماست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.