پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸

گل در چمن چو عارض او دلفریب نیست

گویم برهنه سرو چو او جامه زیب نیست

از دود آه کرده سیه خیمه ها بلند

در گرم سیر عشق دل ما غریب نیست

در آرزوی آنکه غبار رهت شود

یک گل زمین کجاست که حسرت نصیب نیست

در باغ ناز خار چمن خوارتر بود

با غنچه ای که سوز دل عندلیب نیست

تکرار درس ناله به جایی نمی رسد

جویا به مکتبی که غم او ادیب نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰دیده از فیض تو پریخانه شده است
  2. شمارهٔ ۱۹۱بی تو دل را سیر گلشن باعث آرام نیست
  3. شمارهٔ ۱۹۲از باده غنچهٔ دل آن سیمبر شکفت
  4. شمارهٔ ۱۹۳مایه ای از خون دل و زگریه سامانی نداشت
  5. شمارهٔ ۱۹۴عشق آنجا کز پی ایجاد عالم رنگ ریخت
  6. شمارهٔ ۱۹۵در جهان بی اعتباری اعتبار عاشقی است
  7. شمارهٔ ۱۹۶ببازد غنچه رنگ از خجلت لعل قدح نوشت
  8. شمارهٔ ۱۹۷محتسب امشب سبوی باده ام را پاک ریخت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.