پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۱

بیا که موسم جوش بهار ییلاق است

پیاله گیر که گل در کنار ییلاق است

چرا نهان بود از دیده ها به پردهٔ غیب

اگر نه خلد برین شرمسار ییلاق است

در آن مقام که زاهد دم صلاح زند

پیاله زن که هوای بهار ییلاق است

هوای برف و گل جام و سبزهٔ میناست

جهان به موسم دی در شمار ییلاق است

همین زند نه هوایش دم از روانبخشی

که آب حیوان در جویبار ییلاق است

نکوست موسم دی با وجود می جویا

که جوش گل سبب اعتبار ییلاق است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۳حقپرستی پیش ما ترک تمنا کردن است
  2. شمارهٔ ۲۳۴طرهٔ مشکین چو جانان دسته بست
  3. شمارهٔ ۲۳۵بسکه سر در صیدگاهش بر زمین افتاده است
  4. شمارهٔ ۲۳۶در توبه کوش، توبه حصار سلامت است
  5. شمارهٔ ۲۳۷هیچ اثر از پختگی ها با زبان معلوم نیست
  6. شمارهٔ ۲۳۸دل که از بالای چشمت در گناه افتاده است
  7. شمارهٔ ۲۳۹تا سر ما کشتگان آن تندخو بر کف گرفت
  8. شمارهٔ ۲۴۰نهادی بر دلم ای نازنین دست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.