پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۲

ز وانمود پریشانی ام چو گل عار است

که مشت بسته چو غنچه هزار دینار است

ز مرد کار مجو جز ملایمت در خشم

که چین جوهر ابروی تیغ هموار است

خیال روی تو از بس به دیده صورت بست

به رنگ عکس ز آیینه ها نمودار است

به محفل تو سرش در کف نیاز بود

دماغ هر که به رنگ پیا له سرشار است

بیار باده که فصل شکست توبهٔ ماست

خط سیاه تو ابر بهار رخسار است

مرا به بزم طلب از بلندی همت

چو برگ لاله زبان سر به مهر اظهار است

پر است بسکه دل از گرد کلفتم جویا

خیال یار در او همچو نقش دیوار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۴طرهٔ مشکین چو جانان دسته بست
  2. شمارهٔ ۲۳۵بسکه سر در صیدگاهش بر زمین افتاده است
  3. شمارهٔ ۲۳۶در توبه کوش، توبه حصار سلامت است
  4. شمارهٔ ۲۳۷هیچ اثر از پختگی ها با زبان معلوم نیست
  5. شمارهٔ ۲۳۸دل که از بالای چشمت در گناه افتاده است
  6. شمارهٔ ۲۳۹تا سر ما کشتگان آن تندخو بر کف گرفت
  7. شمارهٔ ۲۴۰نهادی بر دلم ای نازنین دست
  8. شمارهٔ ۲۴۱از رفتنش به خاک چمن تا کمر نشست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.