پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۰

صفای پیکرت آئینه دار مهتاب است

گل از رخ تو حیب و کنار مهتاب است

چمن چمن گل رنگ است بی تو در پرواز

بیا که موسم جوش بهار مهتاب است

بیا و جوش گلستان فیض را دریاب

گل پیاله به بزم بهار مهتاب است

به چشم کم منگر فیض ظلمت شب را

که نور دیدهٔ شب زنده دار مهتاب است

شبی شراب گل عیش چین ز جلوهٔ ما

که آبی آمده بر روی کار مهتاب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۲ز وانمود پریشانی ام چو گل عار است
  2. شمارهٔ ۲۳۳حقپرستی پیش ما ترک تمنا کردن است
  3. شمارهٔ ۲۳۴طرهٔ مشکین چو جانان دسته بست
  4. شمارهٔ ۲۳۵بسکه سر در صیدگاهش بر زمین افتاده است
  5. شمارهٔ ۲۳۶در توبه کوش، توبه حصار سلامت است
  6. شمارهٔ ۲۳۷هیچ اثر از پختگی ها با زبان معلوم نیست
  7. شمارهٔ ۲۳۸دل که از بالای چشمت در گناه افتاده است
  8. شمارهٔ ۲۳۹تا سر ما کشتگان آن تندخو بر کف گرفت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.