پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹

دل که کارش با کریم افتاده در فرخندگی است

زانکه بیشک پیشهٔ اهل کرم بخشندگی است

سربلندی اهل عالم را ز سر افکندگی است

باعث آزادی ارباب دنیا بندگی است

زندهٔ جاوید سازد مرد را درد طلب

چون نفس در راه حق بگداخت آب زندگی است

می دهد دیوانگی از حبس تکلیف نجات

تا بود برجا گریبان تو طوق بندگی است

گلستان را نیست پیش عارضش رنگ قبول

گر فروزان است رخسار گل از شرمندگی است

می توان از راست بازی گوی نیکویی ربود

باخته است آن کس که کار و پیشه‌اش با زندگی است

در حریم اهل دل جویا فنا را راه نیست

محرم اسرار حق را منصب پایندگی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱بیا که موسم جوش بهار ییلاق است
  2. شمارهٔ ۲۳۲ز وانمود پریشانی ام چو گل عار است
  3. شمارهٔ ۲۳۳حقپرستی پیش ما ترک تمنا کردن است
  4. شمارهٔ ۲۳۴طرهٔ مشکین چو جانان دسته بست
  5. شمارهٔ ۲۳۵بسکه سر در صیدگاهش بر زمین افتاده است
  6. شمارهٔ ۲۳۶در توبه کوش، توبه حصار سلامت است
  7. شمارهٔ ۲۳۷هیچ اثر از پختگی ها با زبان معلوم نیست
  8. شمارهٔ ۲۳۸دل که از بالای چشمت در گناه افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.