پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

هر دلی آیینه دار صورت اندیشه ای است

این پری هر دم برنگ تازه ای در شیشه ای است

هر دم از عمر سبکسیر تو قدری کم شود

آمد و رفت نفس در کندن جان تیشه ای است

بسکه از آهم مکدر شد هوای گلستان

هر رگ گل گوییا در خاک پنهان ریشه ای است

اینقدرها در پی آزار خاطرها مکوش

جان من دل در فضای سینه شیر بیشه ای است

ای که می پرسی ز احوال دل جویا مپرس

دردمند عاشقی بیچاره ای غم پیشه ای است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹دل که کارش با کریم افتاده در فرخندگی است
  2. شمارهٔ ۲۳۰صفای پیکرت آئینه دار مهتاب است
  3. شمارهٔ ۲۳۱بیا که موسم جوش بهار ییلاق است
  4. شمارهٔ ۲۳۲ز وانمود پریشانی ام چو گل عار است
  5. شمارهٔ ۲۳۳حقپرستی پیش ما ترک تمنا کردن است
  6. شمارهٔ ۲۳۴طرهٔ مشکین چو جانان دسته بست
  7. شمارهٔ ۲۳۵بسکه سر در صیدگاهش بر زمین افتاده است
  8. شمارهٔ ۲۳۶در توبه کوش، توبه حصار سلامت است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.