پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

اضطرابم آتش رخسار او را دامن است

شمع گل از شعلهٔ آواز بلبل روشن است

تیغ اقبالش خورد بر ابر در پیکار نفس

هر کرا چون کوه پای جستجو در دامن است

هر که از سر بگذرد آسان برون آید زخویش

بر تن آزادگان سر تکمهٔ پیراهن است

عیب پوشی عین بینایی است اهل دید را

ظلمت شب سرمهٔ بینش بچشم روزن است

بیخود از عالم به آسانی کند قطع نظر

باده را در طبع ها تأثیر آب آهن است

با گریبان نیست وحشت مشربان را الفتی

جامهٔ عریانی صحرا سراپا دامن است

یک نظر سیرش نبینم بسکه از بیم سحر

دیده ام تا صبحدم جویا به روی روزن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸وارستگی از خویش ترا رهبر فیض است
  2. شمارهٔ ۲۲۹دل که کارش با کریم افتاده در فرخندگی است
  3. شمارهٔ ۲۳۰صفای پیکرت آئینه دار مهتاب است
  4. شمارهٔ ۲۳۱بیا که موسم جوش بهار ییلاق است
  5. شمارهٔ ۲۳۲ز وانمود پریشانی ام چو گل عار است
  6. شمارهٔ ۲۳۳حقپرستی پیش ما ترک تمنا کردن است
  7. شمارهٔ ۲۳۴طرهٔ مشکین چو جانان دسته بست
  8. شمارهٔ ۲۳۵بسکه سر در صیدگاهش بر زمین افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.