پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۵

دشمن جان و تنش تاج زر است

هر که همچون شمع زرین افسر است

سبزهٔ خط را دهد نشو و نما

داد از حسنت که دشمن پرور است

با خیال آن سر مژگان مرا

تکیه گاه دیده نوک خنجر است

کی شناسد کس شهید ناز را

زخم تیغت را نشان دیگر است

پلک و مژگانم به راه شوق او

طائر نظاره را بال و پر است

کشتی دل را چو طوفانی شود

ذره ای صبری به از صد لنگر است

هم سری با تاجدارانش رواست

هر که جویا خاک پای قنبر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۷هر دلی آیینه دار صورت اندیشه ای است
  2. شمارهٔ ۲۲۸وارستگی از خویش ترا رهبر فیض است
  3. شمارهٔ ۲۲۹دل که کارش با کریم افتاده در فرخندگی است
  4. شمارهٔ ۲۳۰صفای پیکرت آئینه دار مهتاب است
  5. شمارهٔ ۲۳۱بیا که موسم جوش بهار ییلاق است
  6. شمارهٔ ۲۳۲ز وانمود پریشانی ام چو گل عار است
  7. شمارهٔ ۲۳۳حقپرستی پیش ما ترک تمنا کردن است
  8. شمارهٔ ۲۳۴طرهٔ مشکین چو جانان دسته بست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.