پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

حسن حیرت آفرینش جلوه پیرایی گرفت

تا نقاب از پردهٔ چشم تماشایی گرفت

بسته شد اشکم درون سینه چون در یتیم

بسکه از غربت دلم در کنج تنهایی گرفت

دیده واری توتیا برداشت از راهش نسیم

چشم صد گلزار نرگس نور بینایی گرفت

لب نیالایی به می کز روز شد رسوایی دهر

صبحدم چون جام مهر از چرخ مینایی گرفت

باطن پیرمغان امروز با ساز و شراب

محتسب را بر سر بازار رسوایی گرفت

طبل شهرت از تپیدن های دل جویا زدم

لالهٔ داغ نهانم رنگ رسوایی گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲برای منصب خاشاک روبی نجف است
  2. شمارهٔ ۲۲۳لب چو مینا بگشود انجمنی خندان ساخت
  3. شمارهٔ ۲۲۴می کند چشم تو تا بیخود ز ساغر گشته است
  4. شمارهٔ ۲۲۵دشمن جان و تنش تاج زر است
  5. شمارهٔ ۲۲۶اضطرابم آتش رخسار او را دامن است
  6. شمارهٔ ۲۲۷هر دلی آیینه دار صورت اندیشه ای است
  7. شمارهٔ ۲۲۸وارستگی از خویش ترا رهبر فیض است
  8. شمارهٔ ۲۲۹دل که کارش با کریم افتاده در فرخندگی است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.