پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۳

لب چو مینا بگشود انجمنی خندان ساخت

بزم را نام خدا از سخنی خندان ساخت

چرخ کس را ندهد خرمی از پهلوی خویش

صد دل غنچه شکست و چمنی خندان ساخت

دل ابنای زمان را خبر از شادی نیست

همچو گل هر که بدیدم دهنی خندان ساخت

گشت از گریه فرح بخش چمن ابر بهار

باغ را از مژه بر هم زدنی خندان ساخت

لاف اعجاز رسد پیر مغان را جویا

دل آزردهٔ مانند منی خندان ساخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۵دشمن جان و تنش تاج زر است
  2. شمارهٔ ۲۲۶اضطرابم آتش رخسار او را دامن است
  3. شمارهٔ ۲۲۷هر دلی آیینه دار صورت اندیشه ای است
  4. شمارهٔ ۲۲۸وارستگی از خویش ترا رهبر فیض است
  5. شمارهٔ ۲۲۹دل که کارش با کریم افتاده در فرخندگی است
  6. شمارهٔ ۲۳۰صفای پیکرت آئینه دار مهتاب است
  7. شمارهٔ ۲۳۱بیا که موسم جوش بهار ییلاق است
  8. شمارهٔ ۲۳۲ز وانمود پریشانی ام چو گل عار است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.