پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

برای منصب خاشاک روبی نجف است

اگر بهم مژگان را همیشه جنگ صف است

زکشتزار دگر روزی اهل معنی را

برات دانهٔ ما بر قلمرو صدف است

نگاه شوخ تو غافل به سوی من افتد

فغان که تیر خطای ترا دلم هدف است

شکست آن در دندان ز بس رواج گهر

صدف به بحر ز افلاس سایل به کف است

فزود قدر زمعنی شناس معنی را

که رتبهٔ سخن از قابلیت ظرف است

به حضرت تو کسی را چه هم سری جویا

غلام قنبری و بر ملایکت شرف است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴می کند چشم تو تا بیخود ز ساغر گشته است
  2. شمارهٔ ۲۲۵دشمن جان و تنش تاج زر است
  3. شمارهٔ ۲۲۶اضطرابم آتش رخسار او را دامن است
  4. شمارهٔ ۲۲۷هر دلی آیینه دار صورت اندیشه ای است
  5. شمارهٔ ۲۲۸وارستگی از خویش ترا رهبر فیض است
  6. شمارهٔ ۲۲۹دل که کارش با کریم افتاده در فرخندگی است
  7. شمارهٔ ۲۳۰صفای پیکرت آئینه دار مهتاب است
  8. شمارهٔ ۲۳۱بیا که موسم جوش بهار ییلاق است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.