پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۱

پرده از کار تو بی باکی صهبا برداشت

کوه تمکین ترا زور می از جا برداشت

کاش برداشتی از خواش دنیا دل را

آنکه بر دوش هوس بار تمنا برداشت

داده رم وحشت ما کوهکن و مجنون را

این به کهسار شد و آن ره صحرا برداشت

نقش نعلین تجرد سزدش مهر منیر

آنکه پا از سر دنیا چو مسیحا برداشت

کرده آزاد شب هجر تو فیض اشکم

زور این سیل مرا سلسله از پا برداشت

ریگ صحرای نجف گرنه روان است چرا

در رهش آب حیات آبله پا برداشت

عشق جویا چو به تعمیر خرابی پرداخت

طرح ویرانی دلها ز دل ما برداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۳لب چو مینا بگشود انجمنی خندان ساخت
  2. شمارهٔ ۲۲۴می کند چشم تو تا بیخود ز ساغر گشته است
  3. شمارهٔ ۲۲۵دشمن جان و تنش تاج زر است
  4. شمارهٔ ۲۲۶اضطرابم آتش رخسار او را دامن است
  5. شمارهٔ ۲۲۷هر دلی آیینه دار صورت اندیشه ای است
  6. شمارهٔ ۲۲۸وارستگی از خویش ترا رهبر فیض است
  7. شمارهٔ ۲۲۹دل که کارش با کریم افتاده در فرخندگی است
  8. شمارهٔ ۲۳۰صفای پیکرت آئینه دار مهتاب است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.