پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

هر کرا دل بی غبار کینه است

خشت دیوار تنش آیینه است

دل که پنهان در صفای سینه است

پیچ و تابش جوهر آیینه است

بادهٔ جامم گداز دل بود

شیشهٔ بزمم صفای سینه است

از زمین در کاسه اش کردیم خاک

چرخ با ما دشمن دیرینه است

در کلاه معرفت پشمیش نیست

هر که جویا خرقه اش پشمینه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱پرده از کار تو بی باکی صهبا برداشت
  2. شمارهٔ ۲۲۲برای منصب خاشاک روبی نجف است
  3. شمارهٔ ۲۲۳لب چو مینا بگشود انجمنی خندان ساخت
  4. شمارهٔ ۲۲۴می کند چشم تو تا بیخود ز ساغر گشته است
  5. شمارهٔ ۲۲۵دشمن جان و تنش تاج زر است
  6. شمارهٔ ۲۲۶اضطرابم آتش رخسار او را دامن است
  7. شمارهٔ ۲۲۷هر دلی آیینه دار صورت اندیشه ای است
  8. شمارهٔ ۲۲۸وارستگی از خویش ترا رهبر فیض است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.