پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۸

در حقیقت مقصد جسم و مراد دل یکی است

ره نوردان طریق عشق را منزل یکی است

مایه دار از توشهٔ عقبا نماید خلق را

رتبهٔ دست کریمان و کف سایل یکی است

هیچ از من تا رقیب بوالهوس نگذاشت فرق

کافر چشمت که در کیشش حق و باطل یکی است

دلنشین گردد گشاید دیده تا بر عارضش

واله او را که چون آیینه چشم و دل یکی است

تا ز خود جویا قدم بیرون نهم در مقصدم

عاشقان را در ز خود رفتن ره و منزل یکی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۰حسن حیرت آفرینش جلوه پیرایی گرفت
  2. شمارهٔ ۲۲۱پرده از کار تو بی باکی صهبا برداشت
  3. شمارهٔ ۲۲۲برای منصب خاشاک روبی نجف است
  4. شمارهٔ ۲۲۳لب چو مینا بگشود انجمنی خندان ساخت
  5. شمارهٔ ۲۲۴می کند چشم تو تا بیخود ز ساغر گشته است
  6. شمارهٔ ۲۲۵دشمن جان و تنش تاج زر است
  7. شمارهٔ ۲۲۶اضطرابم آتش رخسار او را دامن است
  8. شمارهٔ ۲۲۷هر دلی آیینه دار صورت اندیشه ای است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.