پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

چون نیاساید دل از هجر بتان در زیر پوست

دارم از هر موج خون خاری نهان در زیر پوست

بسکه خوردم زهر غم با شیر از طفلی مرا

سبز شد چون پسته مغز استخوان در زیر پوست

چون نوازش دیدم از دردش دلی خالی کنم

همچو دف تا کی نهان دارم فغان در زیر پوست

بی تو شبها از هجوم درد بیمار ترا

می تپد چون نبض جسم ناتوان در زیر پوست

از شکاف سینه جویا غنچه سان گل می کند

تا به کی ماند دل خونین نهان در زیر پوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸گل در چمن چو عارض او دلفریب نیست
  2. شمارهٔ ۱۸۹از صفای خاطر ما هیچکس آگاه نیست
  3. شمارهٔ ۱۹۰دیده از فیض تو پریخانه شده است
  4. شمارهٔ ۱۹۱بی تو دل را سیر گلشن باعث آرام نیست
  5. شمارهٔ ۱۹۲از باده غنچهٔ دل آن سیمبر شکفت
  6. شمارهٔ ۱۹۳مایه ای از خون دل و زگریه سامانی نداشت
  7. شمارهٔ ۱۹۴عشق آنجا کز پی ایجاد عالم رنگ ریخت
  8. شمارهٔ ۱۹۵در جهان بی اعتباری اعتبار عاشقی است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.