پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

جان اسیر تست تا تیغت به خونم مایل است

می کشم ناز تو تا تیرت ترازو در دل است

چون توان آسوده زیر چرخ کین ویرانه را

هر طرف دیدیم دیوارش به این سو مایل است

گر ز دنیا نگذرد سالک به مقصد کی رسد؟

چون شرر تا چشم پوشید از جهان در منزل است

حسن کردار تو را اشک ندامت آبروست

گرنه این باران بود تخم عمل بی حاصل است

گریه کی از رفتن جان می کنند آزادگان

در فشانیهای چشمم مزد دست قاتل است

پیش رخسارت صفای مه نباشد در حساب

آفتاب از دفتر حسن تو فرد باطل است

شد دلم جویا حدی خوان از فغان عندلیب

غنچه را لیلای بوی او مگر در محمل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷بسکه گرد کلفتش بسته است راه از شش جهت
  2. شمارهٔ ۱۸۸گل در چمن چو عارض او دلفریب نیست
  3. شمارهٔ ۱۸۹از صفای خاطر ما هیچکس آگاه نیست
  4. شمارهٔ ۱۹۰دیده از فیض تو پریخانه شده است
  5. شمارهٔ ۱۹۱بی تو دل را سیر گلشن باعث آرام نیست
  6. شمارهٔ ۱۹۲از باده غنچهٔ دل آن سیمبر شکفت
  7. شمارهٔ ۱۹۳مایه ای از خون دل و زگریه سامانی نداشت
  8. شمارهٔ ۱۹۴عشق آنجا کز پی ایجاد عالم رنگ ریخت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.