پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

دل ز پهلوی تن خاکی است گر بیدار نیست

دانه را نشو و نما در سایهٔ دیوار نیست

در حریم سینهٔ عاشق هوس را بار نیست

هر فضولی محرم خلوتگه اسرار نیست

دیده ها بیگانه دیدند، مستوری زکیست؟

شهرکوران است عالم، پرده ای در کار نیست

تا به کی عصیان؟ نوای توبه ای هم ساز کن

گرچه عفوش گوش بر آواز استغفار نیست

با درشتی دولت دنیا میسر کی شود

رشته محروم از گهر ماند اگر هموار نیست

مجلس آرایی نمی باشد به غیر از شمع حسن

گرمیی با بزمها بی شعلهٔ دیدار نیست

بی بلد جویا به مقصد قوت ضعفم رساند

رهنمایی کاروان مور را در کار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵جان اسیر تست تا تیغت به خونم مایل است
  2. شمارهٔ ۱۸۶چون نیاساید دل از هجر بتان در زیر پوست
  3. شمارهٔ ۱۸۷بسکه گرد کلفتش بسته است راه از شش جهت
  4. شمارهٔ ۱۸۸گل در چمن چو عارض او دلفریب نیست
  5. شمارهٔ ۱۸۹از صفای خاطر ما هیچکس آگاه نیست
  6. شمارهٔ ۱۹۰دیده از فیض تو پریخانه شده است
  7. شمارهٔ ۱۹۱بی تو دل را سیر گلشن باعث آرام نیست
  8. شمارهٔ ۱۹۲از باده غنچهٔ دل آن سیمبر شکفت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.