پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

لخت دل دور از تو امشب در گلوی غنچه است

بی تو خوناب جگر صاف سبوی غنچه است

حسن مستور از بت بازار دلکش تر بود

آشنایی دلم با گل ز روی غنچه است

خون عشرت بی تو در پیمانه باشد لاله را

باده پهلو شکافی در سبوی غنچه است

باز امشب گوییا با دختر صوفی نشست

بر زبان عندلیبان گفتگوی غنچه است

کی توان گل چید از من نشکفد تا خاطرم

معنی ام در دل نهان جویا چو بوی غنچه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴عنوان:تیره باطنها پهلوی دل افسرده است
  2. شمارهٔ ۱۸۵جان اسیر تست تا تیغت به خونم مایل است
  3. شمارهٔ ۱۸۶چون نیاساید دل از هجر بتان در زیر پوست
  4. شمارهٔ ۱۸۷بسکه گرد کلفتش بسته است راه از شش جهت
  5. شمارهٔ ۱۸۸گل در چمن چو عارض او دلفریب نیست
  6. شمارهٔ ۱۸۹از صفای خاطر ما هیچکس آگاه نیست
  7. شمارهٔ ۱۹۰دیده از فیض تو پریخانه شده است
  8. شمارهٔ ۱۹۱بی تو دل را سیر گلشن باعث آرام نیست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.