پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی

جویای تبریزی

غزلیات

۱,۰۹۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ مه من چون دهد عرض صفای پیکر خود را
  2. شمارهٔ ۱۲۲ منع نتوان کرد از بی طاقتی سیماب را
  3. شمارهٔ ۱۲۳ ز بس دیوانگی کردم به یاد روی او شب‌ها
  4. شمارهٔ ۱۲۴ بپوش از دیدهٔ نامحرم شهوت عبادت را
  5. شمارهٔ ۱۲۵ می کنم در سینه پنهان آه درد آلود را
  6. شمارهٔ ۱۲۶ بود دو نرگس آن شوخ بی تحاشی ما
  7. شمارهٔ ۱۲۷ چه جان باشد به پیش چشم او دل‌های سنگین را
  8. شمارهٔ ۱۲۸ پیچ و تاب غم فزاید انبساط مرد را
  9. شمارهٔ ۱۲۹ به رویم دیدهٔ حیران در فیضی گشود اینجا
  10. شمارهٔ ۱۳۰ نمی‌دانم چرا با من به حکم بدگمانی‌ها
  11. شمارهٔ ۱۳۱ نباشد مامنی چون پیکر ما عشق سرکش را
  12. شمارهٔ ۱۳۲ آتش به جان فکنده رخت آفتاب را
  13. شمارهٔ ۱۳۳ آب شد دریا ز شرم دیدهٔ گریان ما
  14. شمارهٔ ۱۳۴ بر نمی تابید شرم او حضور شمع را
  15. شمارهٔ ۱۳۵ ‏ چنان کز شهد و شکر نقل نوشین می‌شود پیدا
  16. شمارهٔ ۱۳۶ دل ندارد تاب صحبت های نامانوس را
  17. شمارهٔ ۱۳۷ نادیدن جمال تو مشکل بود مرا
  18. شمارهٔ ۱۳۸ باز مستی کرده خون آشام چشمان ترا
  19. شمارهٔ ۱۳۹ شب خیالم به خواب دید ترا
  20. شمارهٔ ۱۴۰ آه از بیداد چرخ دون که گردید از جفا
  21. شمارهٔ ۱۴۱ چشم وحدت بین چو بگشاییم ما همچون حباب
  22. شمارهٔ ۱۴۲ شد از یاد گل رویی دلم حسرت نصیب امشب
  23. شمارهٔ ۱۴۳ رشک آیدم به عشق خداداد عندلیب
  24. شمارهٔ ۱۴۴ مجلس گل گشته رنگین از نوای عندلیب
  25. شمارهٔ ۱۴۵ شب هجر است و دستم دشمن پیراهن است امشب
  26. شمارهٔ ۱۴۶ مگر آئینه عکس تو شد جام شراب امشب
  27. شمارهٔ ۱۴۷ هست هر حرف تو شکر را جواب
  28. شمارهٔ ۱۴۸ در خاک مرا ز آتش دل گشت بدن آب
  29. شمارهٔ ۱۴۹ در تن ز بسکه بی تو مرا یافت راه تاب
  30. شمارهٔ ۱۵۰ افتاد عکس عارضت ای مه جبین در آب
  31. شمارهٔ ۱۵۱ تا هوای اوست دل را در قفس همچون حباب
  32. شمارهٔ ۱۵۲ فصل خزان رویم به سیر کنار آب
  33. شمارهٔ ۱۵۳ ز سرو یار که در برکشیده ام امشب
  34. شمارهٔ ۱۵۴ زور شور گریه ای می شد به خواب
  35. شمارهٔ ۱۵۵ خیال غنچهٔ لعلی چو هوشم در سر است امشب
  36. شمارهٔ ۱۵۶ به جام می لبی کرد آشنا جانانه ام امشب
  37. شمارهٔ ۱۵۷ از تف آه من بسان حباب
  38. شمارهٔ ۱۵۸ احمد مرسل که عالم جمله در تسخیر اوست
  39. شمارهٔ ۱۵۹ زهر چشم آلوده بود این باده کاندر جام ریخت
  40. شمارهٔ ۱۶۰ مست و بیخود شوخ من افتاده است
  41. شمارهٔ ۱۶۱ دل هجران زده از سیر گلستان سیر است
  42. شمارهٔ ۱۶۲ آبی ز دانهٔ عنب ای دل چشیدنی است
  43. شمارهٔ ۱۶۳ ترا کاری بجز جور و جفا نیست
  44. شمارهٔ ۱۶۴ رخ نمودی و جهانی به تماشا برخاست
  45. شمارهٔ ۱۶۵ خون خوردن اینقدر پی تحصیل مال چیست؟
  46. شمارهٔ ۱۶۶ زدل جز عجز و زاری خوشنما نیست
  47. شمارهٔ ۱۶۷ با اشک تا ز دیده به رویم چکیده است
  48. شمارهٔ ۱۶۸ دارد حیات، عالمی و جان پدید نیست
  49. شمارهٔ ۱۶۹ هر نالهٔ دل من آواز دلگشایی است
  50. شمارهٔ ۱۷۰ نه همین رشک رخ و زلفش گل و سنبل گداخت
  51. شمارهٔ ۱۷۱ موسم جوش گل و نسترن است
  52. شمارهٔ ۱۷۲ خط پشت لب میگون تو عنوان گل است
  53. شمارهٔ ۱۷۳ گر بخرامد، نسیم خلد برین است
  54. شمارهٔ ۱۷۴ از دور عشقباز ترا می توان شناخت
  55. شمارهٔ ۱۷۵ بی زبانی روز محشر عذرخواه ما بس است
  56. شمارهٔ ۱۷۶ آنکه میخانه ز انداز نگاهش طرح است
  57. شمارهٔ ۱۷۷ رفتن زخود به دشت جنون هادی من است
  58. شمارهٔ ۱۷۸ آرامم از خط تو رمیدن گرفته است
  59. شمارهٔ ۱۷۹ راه عشق است اینکه در هر گام صد جا آتش است
  60. شمارهٔ ۱۸۰ دارم سری که سرخوش صهبای بیخودیست

متن اشعار به نقل از گنجور.