پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

می کنم در سینه پنهان آه درد آلود را

آتش ما در گره چون لاله دارد دود را

رونداده حسن شوخش خط مشک اندود را

با وجود آنکه لازم دارد آتش دود را

برگ برگ غنچه با صد ترزبانی گفته است

واشدن باشد ز پی دلهای خون آلود را

می توان در عاشقی دیدن عیار مرد کار

سوختن عیب و هنر ظاهر نماید عود را

اختیاری نیست گل را در زر افشاندن به خاک

کی پریشانی تواند گشت مانع جود را

تشنهٔ جام می ام ساقی مگر لطفت کند

سایه افکن بر سرم آن اختر مسعود را

یا علی گو تا ز فیض نام او یابد ز غیب

این غزل جویا خطاب عاقبت محمود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷چه جان باشد به پیش چشم او دل‌های سنگین را
  2. شمارهٔ ۱۲۸پیچ و تاب غم فزاید انبساط مرد را
  3. شمارهٔ ۱۲۹به رویم دیدهٔ حیران در فیضی گشود اینجا
  4. شمارهٔ ۱۳۰نمی‌دانم چرا با من به حکم بدگمانی‌ها
  5. شمارهٔ ۱۳۱نباشد مامنی چون پیکر ما عشق سرکش را
  6. شمارهٔ ۱۳۲آتش به جان فکنده رخت آفتاب را
  7. شمارهٔ ۱۳۳آب شد دریا ز شرم دیدهٔ گریان ما
  8. شمارهٔ ۱۳۴بر نمی تابید شرم او حضور شمع را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.