پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

بپوش از دیدهٔ نامحرم شهوت عبادت را

نهان کن در نقاب ظلمت شب حسن طاعت را

هواپیما شود بر دوش آهت گر زبان و دل

ز برگ و بار آرایش دهی نخل سعادت را

شکست نفس باغ زندگانی را کند خرم

بچشم کم نبینم سنگ باران ملامت را

ز شوق ز خم شمشیرت دلم بر خاک می‌غلتد

سرت گردم دمی هم کارفرما شو مروت را

من و دامان صحرای نجف کاندر صف محشر

بسر از هر کف خاکم نهد دست حمایت را

دل تنگم دهد چون عرض وسعت مشربی جویا

بگنجاند بچشم مور صحرای قیامت را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶بود دو نرگس آن شوخ بی تحاشی ما
  2. شمارهٔ ۱۲۷چه جان باشد به پیش چشم او دل‌های سنگین را
  3. شمارهٔ ۱۲۸پیچ و تاب غم فزاید انبساط مرد را
  4. شمارهٔ ۱۲۹به رویم دیدهٔ حیران در فیضی گشود اینجا
  5. شمارهٔ ۱۳۰نمی‌دانم چرا با من به حکم بدگمانی‌ها
  6. شمارهٔ ۱۳۱نباشد مامنی چون پیکر ما عشق سرکش را
  7. شمارهٔ ۱۳۲آتش به جان فکنده رخت آفتاب را
  8. شمارهٔ ۱۳۳آب شد دریا ز شرم دیدهٔ گریان ما
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.