پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

ز بس دیوانگی کردم به یاد روی او شب‌ها

ز وحشت گشته‌اند آشفته چون گیسوی او شب‌ها

مگر درمان تواند گشت درد احتیاجش را

عرق چیند به دامن ماهتاب از روی او شب‌ها

جواب منکر روز قیامت چون توان گفتن

به چنگ آرند تار عمر اگر از موی او شب‌ها

خوش آن روشن دلی کز صافی فکرش توان چیدن

گل خورشید از آیینهٔ زانوی او شب‌ها

عبیرافشان که یارب کرده زلف عنبرینش را

که عطرآگین به رنگ نافه شد از بوی او شب‌ها

فضولی بر طرف کافی‌ست شمع خلوتم جویا

خیال نور رخسار و قد دلجوی او شب‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵می کنم در سینه پنهان آه درد آلود را
  2. شمارهٔ ۱۲۶بود دو نرگس آن شوخ بی تحاشی ما
  3. شمارهٔ ۱۲۷چه جان باشد به پیش چشم او دل‌های سنگین را
  4. شمارهٔ ۱۲۸پیچ و تاب غم فزاید انبساط مرد را
  5. شمارهٔ ۱۲۹به رویم دیدهٔ حیران در فیضی گشود اینجا
  6. شمارهٔ ۱۳۰نمی‌دانم چرا با من به حکم بدگمانی‌ها
  7. شمارهٔ ۱۳۱نباشد مامنی چون پیکر ما عشق سرکش را
  8. شمارهٔ ۱۳۲آتش به جان فکنده رخت آفتاب را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.