پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

منع نتوان کرد از بی طاقتی سیماب را

مشکل است آری عنان داری دل بیتاب را

چون حسب کامل عیار افتاد از گوهر مپرس

کس نمی جوید نسب خورشید عالمتاب را

مخزن دل را زبان خامشی باشد کلید

یافتم از بستن لب فیض فتح الباب را

در شب هجرت چو چشمم گوهر افشانی کند

می کشد در گوش دریا حلقهٔ گرداب را

در حریم وصل از فیض شمیم زلف او

کرده محکم هر نفس در کام دل قلاب را

از بناگوشی کزو صبح تجلی را صفاست

می نماید حلقهٔ زلفش گل مهتاب را

ابروش زان شعلهٔ رخسار شد خون ریزتر

می برد با آنکه از شمشیر، آتش آب را

آرزوی خاطر از بحرین چشم و دل بجوی

گر تو جویا طالبی آن گوهر نایاب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴بپوش از دیدهٔ نامحرم شهوت عبادت را
  2. شمارهٔ ۱۲۵می کنم در سینه پنهان آه درد آلود را
  3. شمارهٔ ۱۲۶بود دو نرگس آن شوخ بی تحاشی ما
  4. شمارهٔ ۱۲۷چه جان باشد به پیش چشم او دل‌های سنگین را
  5. شمارهٔ ۱۲۸پیچ و تاب غم فزاید انبساط مرد را
  6. شمارهٔ ۱۲۹به رویم دیدهٔ حیران در فیضی گشود اینجا
  7. شمارهٔ ۱۳۰نمی‌دانم چرا با من به حکم بدگمانی‌ها
  8. شمارهٔ ۱۳۱نباشد مامنی چون پیکر ما عشق سرکش را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.