پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

پیچ و تاب غم فزاید انبساط مرد را

دل طپیدن دست گلباز است عاشق درد را

هر که تن را دوست دارد دشمن جان خود است

به که افشانی ز دامان ذلت این گرد را

پشت و روی کار خود با چشم عبرت دیده است

چون گل رعنا نخواهد آنکه سرخ و زرد را

امتیاز اهل تجرد را بود از کسر نفس

نشکنند ارباب دفتر گوشهٔ هر فرد را

حاصلی جویا ز سرد و گرم عالم برنداشت

هر که نپسندید اشک گرم و آه سرد را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰نمی‌دانم چرا با من به حکم بدگمانی‌ها
  2. شمارهٔ ۱۳۱نباشد مامنی چون پیکر ما عشق سرکش را
  3. شمارهٔ ۱۳۲آتش به جان فکنده رخت آفتاب را
  4. شمارهٔ ۱۳۳آب شد دریا ز شرم دیدهٔ گریان ما
  5. شمارهٔ ۱۳۴بر نمی تابید شرم او حضور شمع را
  6. شمارهٔ ۱۳۵‏ چنان کز شهد و شکر نقل نوشین می‌شود پیدا
  7. شمارهٔ ۱۳۶دل ندارد تاب صحبت های نامانوس را
  8. شمارهٔ ۱۳۷نادیدن جمال تو مشکل بود مرا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.