پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

بر نمی تابید شرم او حضور شمع را

داشت بزمش چون گهر از خویش نور شمع را

آفتابی تا نگردد از نزاکت رنگ یار

بیختند از پردهٔ فانوس نور شمع را

شوخ چشمان را به بزم عصمت او راه نیست

طبع او مکروه می دارد ظهور شمع را

از رگ گردن نبیند پیش پای خویشتن

دارد امشب ترک مست من غرور شمع را

الحق امشب حسن او جویا ید بیضا نمود

کرده رخسارش تجلی زار طور شمع را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶دل ندارد تاب صحبت های نامانوس را
  2. شمارهٔ ۱۳۷نادیدن جمال تو مشکل بود مرا
  3. شمارهٔ ۱۳۸باز مستی کرده خون آشام چشمان ترا
  4. شمارهٔ ۱۳۹شب خیالم به خواب دید ترا
  5. شمارهٔ ۱۴۰آه از بیداد چرخ دون که گردید از جفا
  6. شمارهٔ ۱۴۱چشم وحدت بین چو بگشاییم ما همچون حباب
  7. شمارهٔ ۱۴۲شد از یاد گل رویی دلم حسرت نصیب امشب
  8. شمارهٔ ۱۴۳رشک آیدم به عشق خداداد عندلیب
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.