پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

باز مستی کرده خون آشام چشمان ترا

در فشار دل ید طولاست مژگان ترا

بیختند از پردهٔ دل گونیا گرد خطت

ریختند از شیرهٔ جان نقل دندان ترا

زالتهاب سینهٔ سوزانم از بس نرم شد

از دل من فرق نتوان کرد پیکان ترا

دیدن خواب پریشان عاشقان را تهمت است

خواب گرد دیده کی گردد پریشان ترا

در نظر بازیت چون شبنم رسد لاف کمال

گر نگاه از جا رباید چشم گریان را

ای که پا بر پای ارباب ندامت می نهی

سربسر اشک ریا تر کرده دامان ترا

ناز می بارد ز دیوار و در جولانگهت

شوخی مژگان بود خار گلستان ترا

اینقدرها رو مده آئینه را ترسم مباد

پنجهٔ بی طاقتی گیرد گریبان ترا

این چه دیدار است کاندر دیدهٔ جویای تو

فرق نتوان کرد از گل روی خندان ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰آه از بیداد چرخ دون که گردید از جفا
  2. شمارهٔ ۱۴۱چشم وحدت بین چو بگشاییم ما همچون حباب
  3. شمارهٔ ۱۴۲شد از یاد گل رویی دلم حسرت نصیب امشب
  4. شمارهٔ ۱۴۳رشک آیدم به عشق خداداد عندلیب
  5. شمارهٔ ۱۴۴مجلس گل گشته رنگین از نوای عندلیب
  6. شمارهٔ ۱۴۵شب هجر است و دستم دشمن پیراهن است امشب
  7. شمارهٔ ۱۴۶مگر آئینه عکس تو شد جام شراب امشب
  8. شمارهٔ ۱۴۷هست هر حرف تو شکر را جواب
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.