پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

شد از یاد گل رویی دلم حسرت نصیب امشب

بود پرواز رنگ می به بال عندلیب امشب

تب گرم محبت دارم و از جستن نبضم

رگ برق است هر انگشت در دست طبیب امشب

شود هر غنچه را در بر قبا پیراهن طاقت

چو بخرامد به باغ آن سرو قد جامه زیب امشب

چسان فردا نگهدارم عنان اضطرابش را

به امید وفایی گر دهم دل را فریب امشب

ز دل عزم طواف دیده دارد اشک می ترسم

که ماند در ره از حیرانیم جویا غریب امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴مجلس گل گشته رنگین از نوای عندلیب
  2. شمارهٔ ۱۴۵شب هجر است و دستم دشمن پیراهن است امشب
  3. شمارهٔ ۱۴۶مگر آئینه عکس تو شد جام شراب امشب
  4. شمارهٔ ۱۴۷هست هر حرف تو شکر را جواب
  5. شمارهٔ ۱۴۸در خاک مرا ز آتش دل گشت بدن آب
  6. شمارهٔ ۱۴۹در تن ز بسکه بی تو مرا یافت راه تاب
  7. شمارهٔ ۱۵۰افتاد عکس عارضت ای مه جبین در آب
  8. شمارهٔ ۱۵۱تا هوای اوست دل را در قفس همچون حباب
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.