پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

چشم وحدت بین چو بگشاییم ما همچون حباب

فارغ از خود عین دریاییم ما همچون حباب

هستی ما مانع نظارهٔ دیدار گشت

پردهٔ چشم تماشاییم ما همچون حباب

می شود لبریز کیفیت دل از بالای عشق

ساغر سر جوش دریاییم ما همچون حباب

زندگی خواهی اگر جاوید، دم را پاس دار!‏

تا نفس باقی است برپاییم ما همچون حباب

سینه را درهم درد جوش تمنا هر نفس

با هواها بر نمی آییم ما همچون حباب

داد از هجران که شبهای غمت پا تا بسر

اشک و آه درد پیراییم ما همچون حباب

دیدهٔ ما خود زحیرت پردهٔ ما گشته است

ورنه جویا چشم بینایم ما همچون حباب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳رشک آیدم به عشق خداداد عندلیب
  2. شمارهٔ ۱۴۴مجلس گل گشته رنگین از نوای عندلیب
  3. شمارهٔ ۱۴۵شب هجر است و دستم دشمن پیراهن است امشب
  4. شمارهٔ ۱۴۶مگر آئینه عکس تو شد جام شراب امشب
  5. شمارهٔ ۱۴۷هست هر حرف تو شکر را جواب
  6. شمارهٔ ۱۴۸در خاک مرا ز آتش دل گشت بدن آب
  7. شمارهٔ ۱۴۹در تن ز بسکه بی تو مرا یافت راه تاب
  8. شمارهٔ ۱۵۰افتاد عکس عارضت ای مه جبین در آب
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.