پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

شب هجر است و دستم دشمن پیراهن است امشب

چو گل چاک گریبان بی‌تو وقف دامن است امشب

نباشد در فن نیرنگ سازی چون تو استادی

که چشمت جانب غیر و نگاهت با من است امشب

چراغم روشن است از پهلوی خورشید رخساری

چو ما هم زینت عالم ز گرد دامن است امشب

گل کیفیت از هم بزمی خونابه نوشی چین!‏

که چون مینای می پرخون دل تا گردن است امشب

جگر کاو که شد مژگان خونریزش، که از غیرت

به تن هر مو مرا چون خار در پیراهن است امشب

تجلی کرد در دل یاد رخساری مرا جویا

از آن رو سرو آهم رشک نخل ایمن است امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷هست هر حرف تو شکر را جواب
  2. شمارهٔ ۱۴۸در خاک مرا ز آتش دل گشت بدن آب
  3. شمارهٔ ۱۴۹در تن ز بسکه بی تو مرا یافت راه تاب
  4. شمارهٔ ۱۵۰افتاد عکس عارضت ای مه جبین در آب
  5. شمارهٔ ۱۵۱تا هوای اوست دل را در قفس همچون حباب
  6. شمارهٔ ۱۵۲فصل خزان رویم به سیر کنار آب
  7. شمارهٔ ۱۵۳ز سرو یار که در برکشیده ام امشب
  8. شمارهٔ ۱۵۴زور شور گریه ای می شد به خواب
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.