پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

مگر آئینه عکس تو شد جام شراب امشب

که در صهبا رگ تلخی است موج ماهتاب امشب

پرد پر در پر خاکستر پروانه پروانه رنگ گل

برآید شمع روشن گر ز فانوس نقاب امشب

ز کوی می فروشان باز سرمستانه می آید

ندارم از تو ای بخت ستمگر چشم خواب امشب

دلم را اینقدرها تاب الفت نیست، می ترسم

که گردد خامسوز از گرمی مجلس کباب امشب

مگر شد خاطرش آئینه یادم که می یابم

ز هر شب بیشتر در خویش جویا اضطراب امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸در خاک مرا ز آتش دل گشت بدن آب
  2. شمارهٔ ۱۴۹در تن ز بسکه بی تو مرا یافت راه تاب
  3. شمارهٔ ۱۵۰افتاد عکس عارضت ای مه جبین در آب
  4. شمارهٔ ۱۵۱تا هوای اوست دل را در قفس همچون حباب
  5. شمارهٔ ۱۵۲فصل خزان رویم به سیر کنار آب
  6. شمارهٔ ۱۵۳ز سرو یار که در برکشیده ام امشب
  7. شمارهٔ ۱۵۴زور شور گریه ای می شد به خواب
  8. شمارهٔ ۱۵۵خیال غنچهٔ لعلی چو هوشم در سر است امشب
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.